تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
در حال دو هزار دينار تميمهء « 1 » دستورى « 2 » و ضميمهء خلعتى گرانمايه ساخت و با آنچه ما يحتاج اهبت « 3 » راه و عراضهء خانه بود مهيّا و مهنّا داشت و از كلمات نغز او كه به اصابت راى مخصوص و تفضيل « 4 » عقل منسوب است فرموده است : « ايّاك و الدّالّة فانّها تفسد الحرمة و تنقض الذّمّة » * 73 . حكايت - و آمده است كه شخصى بود نديم قديم او يك روز از او پرسيد كه : « اخبرنى من اعقل الناس و اجهلهم و قد اجّلتك سنة » * 74 گفت هيچ در انديشهء دلپذير و چمن ضمير تو گنجد كه عاقلتر مردم كيست و جاهلتر آدميان كدامند و يك سال ترا مهلت ، كه صرّاف طبعت اين نقد با بوتهء خاطر برد و تمام عيار معنى برون آرد . دل عالى همّت او در حال از خزينهء سينه ندا كرد بر عفو [ و ] بديهه گفت بستان اى امير المؤمنين بر فيض ارتجال : « اعقلهم محسن خائف و اجهلّهم مسىء آمن » * 75 بر فور طبقى از در بخواست و دهانش پر در كرد و باقى در كنارش ريخت و مودّت او بتازگى با جان درآميخت . الامين محمد بن هارون الرشيد * 76 - فاضل و باذل بود و خلف خاندان خلافت و سلالهء دودمان عباسيان و مادرش ام جعفر زبيده * 77 كه از كبار حجرات بنى العبّاس بود . ده شخص كه خلافت را شايسته و بايسته بودند محرم او كه از ايشانش در حجاب نبايستى رفت . در رحم جلال مثل آن نهال نرست و در بستان كمال چنان شكوفهء جمال نشكفت چندان عمارت كه او در حرم محترم و كعبهء مكرّم كرده است و خيرات كه او در باديهء مردم خوار « 5 » فرموده است از مواضع و مصانع هيچ كس را از خداوندان كلاه و نه از ارباب مقانع « 6 » مثل آن توفيق ميسّر نشده است .
فلا التّأنيث لاسم الشمس عيب * و لا التذكير فخر للهلال * 78
و هارون آن فرزند كه از او داشت - محمّد - ولىعهد خود كرد بر آن قرار كه خاتمهء « لكلّ خافقة سكون » * 79 به فاتحهء عهد مأمون متقيّد باشد . پس امين نقض عهد هارون كرد و پسرى آورد و موسى * 80 نام نهاد ولىعهد خود فرمود و مأمون را خلع كرد و آن نقض عهد بر او مبارك نيامد « فانّ البغى مرتعه وخيم » * 81
هامش
( 1 ) . تميمه : تعويذ كه در گردن آويزند . ( 2 ) . دستورى : چيزى كه اضافه بر شيئى اصلى گيرند . ( معين ) ( 3 ) . اهبت : ساز و ساختگى كار . ( منتهى الارب ) ( 4 ) . متن : تفضيله . ( 5 ) . باديهء مردم‌خوار : كنايه از بيابان مكّه . ( 6 ) . ارباب مقانع : مقنعه‌داران ، كنايه از زنان و بانوان .