باب پنجم در فضل خلفا و اقبال ايشان بر اختيار وزراى افاضل ، و اخبار و اشعارشان
غرض كلّى در ايراد اين نمط آنست كه فنون علوم در همه عهدها مرغوب و مكرّم ، و ارباب آن پيوسته موقّر و محترم بودهاند و تقديم ذكر خلفا كه خلفاى ملك و دين ، و مؤسس قواعد ممالك تمكيناند بر جملهء ابواب لازمتر بود امّا چون غرض در تصنيف اين كتاب ذكر شطرى از معالى و معانى ملك الوزرا دستور الخافقين بود عدول از قانون مقصد و مقصود موجب اختلاط و احتياط مىگشت و نيز تقديم الاوسط على الاعلى طريقى مشروع است نصّا و عرفا قال عزّ و علا حكاية عن سليمان عليه السلام :
« انّه من سليمان و انّه بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » * 1 و قال « خلق اللّيل و النّهار » * 2 و من الاشعار ( شعر )
بها ليل منهم جعفر و ابن امّه * [ علىّ ] و منهم احمد المتخيّر * 3
پس هم به رتبت مذكور ايراد كرده مىشود تا تجديد ذكر ايشان و ترجيح فضل در كلّ اوقات باحث انشاى « 1 » عهد از ملوك وزرا و اماثل اعيان باشد بر تحصيل فضايل نفسانى ، تا اگر كسى و العياذ باللّه از آن درجه قاصراند بارى اماثل هنروران را كه به كمال عقل و وفور فضل متحلّى باشند انيس و جليس خود سازد كه خبر نبويست صلوات الرحمن عليه : « كن عالما او متعلّما او محبّا لهما » * 4 اين خود امر حتم و حكم جزم است . و فى رواية « الناس عالم و متعلّم و محبّهما ، و الباقون ، همج » * 5
هامش
( 1 ) . انشاء : به قرينه عبارت ، جمع ، و در معنى « احداث ، جوانان » به كار رفته ، با وجود اينكه در متن اللغه « النشأ :
احداث النّاس » آمده امّا انشاء را به معنى جوانان نيافتم .