مىكند و اعجاز مىنمايد .
*
( 32 ) صلاح الدّين :
درآميختن صلاح الدين ، و ، شيركوه ، اشتباه است ، چرا كه اسد الدين شيركوه عمّ صلاح الدين است و صلاح الدين ايّوبى مؤسسّ دولت ايّوبيان بود . . . شادى جدّ صلاح الدين با دو پسر خود نجم الدين ايّوب و اسد الدين شيركوه به بغداد آمد . . .
و صلاح الدين يوسف به سال 532 ه . در تكريت بغداد متولد شد ، . . . او در جنگهاى صليبى دليرى و دلاورى زياده از حد نشان داد و به سال 558 در معيّت عمّ خود ، اسد الدين شيركوه به مصر رفت . . . ( قاموس الاعلام تركى - به نقل دهخدا )
* ( 33 ) و الشبل . . . :
شير بچّه در باطن به سان خود شير است .
* ( 34 ) دمّرهم اللّه . . . :
خداىشان بكشد !
* ( 35 ) اذا طلبت . . . :
ودايع بازرگانان چون اشخاص ثقه و مورد اعتماد بجويند ، به گردنهها و شكاف و قلّههاى كوه رانده مىشوند .
پس ، آن اموال ، در آنجا بدون صاحب و محافظ مىمانند ، و به كسانى كه از آنجا مىگذرند ، فرياد مىزنند : هان ، ما را نمىبينيد ؟ ! يعنى از بركت امنيّت عضد الدوله كالاها حتى در بيابان هم بدون محافظ از دستبرد دزدان و رهزنان در امان هستند .
ابيات از قصيدهايست از متنبّى در مدح عضد الدوله ، با مطلع :
مغانى الشعب طيبا فى المغانى * بمنزلة الربيع من الزمان
در ديوان بجاى « اما ترانى » ، « الاترانى » مضبوط است .
* ( 36 ) انّا لنحرز . . . :
بدرستى كه ما به شمشيرهاى برهنه و آخته ، سرزمينهاى روم و ترك و عرب را بدست خواهيم آورد . تا اين جهان سراسر از آن ما باشد ، و يا بميراث رسيده يا كسب كرده در حمايت ما باشد .
اين دو بيت در ديباچه كليله « ص 14 ، تصحيح مينوى » هم آمده اما بجاى « و العرب » « عن كثب » ضبط كرده .
* ( 37 ) فرزند او كه . . . :
منظور از فرزند عضد الدوله ، همان تاج الدّوله ابو الحسين احمد بن عضد الدوله است .
* ( 38 ) السّيف و الخنجر . . . :
گل و ريحان ما ، شمشير و خنجرهاى ماست ، دورى و نفرين باد گل نرگس و گل آس را .