*
( 53 ) فانّ الحقّ ليس . . . :
حق هرگز پوشيده نمىماند .
* ( 54 ) طول العهد . . . :
دورى دوستى و ديرى ديدار ، فراموشى مىآورد .
* ( 55 ) الخلف على اللّه :
جانشين و عوض [ اشعار فراموش شده ] بر خداوند است .
* ( 56 ) ذراير :
ر ك توضيح * ( 21 ) باب 2 .
* ( 57 ) كاندرين ملك چو طاووس به كار است مگس :
بيتى است از سنايى ، و صدر آن : « گرچه خوبى به سوى زشت بخوارى منگر » است .
* ( 58 )
هَبْ لِي مُلْكاً . . . :
مرا ملك و سلطنتى بخش .
بخشى است از آيه 35 - سوره ص .
* ( 59 )
وَ حُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ :
و گرد آمدند براى سليمان لشكريانش .
بخشى است از آيه 17 - نمل .
* ( 60 )
رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ :
پروردگار من ! مرا الهام ده كه شكر بگزارم .
بخشى است از آيهء 19 - نمل .
* ( 61 )
لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ :
نشكند شما را سليمان و لشكريانش .
بخشى است از آيهء 18 - نمل .
* ( 62 )
إِنَّ الْمُلُوكَ . . . :
شاهان چون به قريهاى درآيند ، آن را خراب كنند .
بخشى است از آيهء 34 - نمل .
* ( 63 ) اذا جاء كريم قوم . . . :
هرگاه كه محتشم قومى به شما آيد او را حشمت كنيد .
حديث در « ترك الاطناب » اذا اتيكم . . . ضبط شده ( ص 458 ) .
* ( 64 ) على قدر جرم الفيل تبنى قوائمه . . . :
پاهاى فيل متناسب با اندازه و سنگينى وى آفريده شده . اين مثل به همين صورت در ص 332 « تمثيل و محاضره » ثعالبى آمده است .