تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
* ( 46 ) جند : يكى از شهرهاى بزرگ ماوراء النهر بوده است كه در قرن هفتم هجرى هنگام حملهء مغول يكسره ويران و نابود گرديد . [ شهرى است بزرگ در تركستان كه تا خوارزم ده روز فاصله دارد ] معجم البلدان . به نقل دهخدا . * ( 47 ) : امام شرف الدين شفروه : شرف الدين شفروه ( يا شفروه‌اى ) از شاعران اواخر قرن ششم ق . كه بنا به قيد عوفى ( ص 356 ، ج 1 ) وفاتش در حدود 600 بوده و از ستايشگران سلجوقيان بود . ديوان او حاوى 8000 بيت است . آتشكده آذر ، به نقل دهخدا . بنابر نوشتهء دولتشاه ( تذكرة الشعرا ، ص 99 ) وى در خدمت اتابك شيرگير لقب ملك الشعراء داشته . ر ك تاريخ ادبيات صفا . ج 2 . ص 740 . * ( 48 ) از در « ماچين » و « چين » تا در « خاچين » گرفت : « خاچين » را نيافتم شايد تصحيف كلمهء ديگرى باشد شايد هم [ تا به خراسان گرفت ] باشد . در تاريخ جهانگشا ، ج 2 ، ص 39 دو بيت از اين قطعه آمده است با تصريح انتساب آن به خاقانى . * ( 49 ) وزير شهيد صاحب سعيد نظام الملك : مراد نظام الملك صدر الدين مسعود هروى وزير تكش خوارزمشاه است كه اخبارش را جوينى در ج 2 ، ص 36 ، 39 ، 45 « تاريخ جهانگشا » آورده است . * ( 50 ) اتابك بيغو : همان سپه‌سالار سامانى است كه سلطان تكش خوارزمشاه ضمن رفتن از اصفهان كه پسرزادهء خود اربوزخان بن تغان تغدى را در آن شهر مىنشاند و بيغو را كه از خواص او بود به اتابكى وى مىگذارد . ر ك جهانگشا ، ج 2 ، ص 39 و ص 52 ج 1 لباب الالباب . * ( 51 ) : غزلهاى رقيق انشا كردى و صوت آن خود بنهادى و به آوازى خوش برگفتى . از اين عبارت دانسته مىشود كه آهنگسازى ، و گذاشتن آهنگ بر روى اشعار ، متداول بوده ، همچنين پى مىبريم كه اشعار در دربارها ، با آواز خوانده مىشده و سديگر اينكه « برگفتن » در مفهوم « خواندن بآواز » است كه ظاهرا از فرهنگها فوت شده و دنبالهء عبارت شاهد ديگرى است : [ از جمله در مدح سلطان اين قطعه بگفت و با وزنى لطيف كه از خود اختراع كرده در خدمت او برگفت ] . * ( 52 ) و خلف او محمد خوارزمشاه . . . : يا رب او را به عدل آراسته دار . از اين عبارت نيز حدود تأليف كتاب « دستور الوزارة » دانسته مىشود با توجه به اينكه علاء الدين محمد خوارزمشاه 596 تا 617 ه . ق بر روى كار بوده .