هر دلى را نسبت به خطّ او ميلى هست - تو گويى مداد و مركّب خطّ او هواى دل و اميال مردمان است كه همه آن را مىستايند و دوست دارند و قلبا به سوى آن ميل مىكنند . بيت از متنبّى است از قصيدهء معروفش به مطلع :
امن ازديارك فى الدّجى الرقباء * اذ حيث كنت من الظّلام ضياء
در « ابن خلكّان » ذيل اخبار قابوس آمده كه هر موقع « صاحب » خطّ قابوس را مىديد به اين بيت متنبّى تمثّل مىكرد .
اين شمس المعالى [ از افاضل امرا و ملوك بوده و گذشته از داشتن تسلّط و قدرت بىنظير در انشاء و ترسّل ، شاعر عاليمقامى هم بوده است . ثعالبى كتاب « تمثيل و محاضره » خود را به نام وى تأليف كرده و در خطبهء كتاب با تجليلى فوق العاده و احترامى زايد الوصف از وى نام برده است . . . ] . ص 227 تعليقات و حواشى بر تجارب السلف .
*
( 26 ) لئن تنقّلت . . . :
هرچند خانه به خانه و ديار به ديار نقل مكان يا بى و پس از اقامتى ، دوباره در گرو سفرها باشى [ همچنان عزيز و محبوب هستى ] كه مرد آزاده ، همچنان آزاده و گرامى وجود است ، هرجا ساكن شود چنان كه آفتاب هم ، در هر برجى باشد ، روشنى پاش و نوربخش است .
* ( 27 ) منصور بن صدقه :
صدقة بن منصور بن دبيس المزيدى الناشرى الاسدى ابو الحسن ، سيف الدوله : از حكمرانان باديهء عراق ، و بانى شهر « حلّه » است . در سال 479 ه . به حكمرانى نشست ، مردى شجاع و حازم ، و سرورى جو و سيطره خواه بوده . . .
( اعلام زر كلى . ج 3 ، ص 290 )
* ( 28 ) العلم . . . :
ر ك توضيح * ( 54 ) باب سوم .
* ( 29 ) ان غاض . . . :
آنگاه كه كاروان به حركت درمىآيد ، اگر اشك تو خشك شود و فرونريزد با وجود آن چنان عشقى كه تو در دل دارى ، بدان كه اشك با تو صافى و يكدل نيست .
اى كه گزيده و آزرده عشق مسافران كاروان هستى ، اشك چشمانت را حبس مكن و بريز كه گريه ترياق زهر فراق است .
* ( 30 ) الامير طيمون :
اين شخص را نشناختم .
* ( 31 ) تراب . . . :
خاك منزلگه وصل يار درد سينهها را شفا مىبخشد ، و در دل عاشق شگفتيها ايجاد