تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
شراب ما ، خون دشمنان ماست ، و جام بادهء ما ، كلّهء سر دشمنان . اين دو بيت در « فتوّت نامه سلطانى » ص 351 منسوب به على امير المؤمنين ( ع ) آمده است : [ اگر پرسند تيغ را به چه نسبت كرده‌اند ؟ بگوى به گل و ريحان ، چنانچه حضرت امير المؤمنين ( ع ) فرموده : السيف . . . * ( 39 ) سلطان غور علاء الدّين . . . : سلطان علاء الدين حسين غورى ملقّب به جهانسوز ( 544 - 556 ) در سال 547 بر سلطان السلاطين معز الدين سنجر بن ملكشاه سلجوقى ( 511 - 552 ) عصيان كرد . . . و از شدت غرورى كه بر اثر چند فتح بر مزاج وى مستولى شده بود به تعريض ممالك سنجرى پرداخت و بلخ را نيز به تصرف خود درآورد . سلطان سنجر . . . در سال 547 او را شكستى سخت داد و اسيرش كرد . ص 73 . شماره 5 ، يادگار سال 1 . * ( 40 ) جهان داند كه سلطان جهانم . . . : در مورد اين ابيات ، ر ك لباب الالباب ج 1 ، ص 39 . نيز تعليقات چهار مقاله ، ص 151 . * ( 41 ) خوارزمشاه اتسز . . . : پادشاهى بود كه در انواع حكمت و طبّ و نجوم بىنظير بود . ر ك جهانگشا ج 2 ص 3 . * ( 42 ) الليل اخفى للويل : ر ك توضيح * ( 36 ) ، باب چهارم . * ( 43 ) يحمد القوم السرى : مثل است و تمام آن بدين‌گونه : عند الصباح يحمد القوم السرّى . قوم چون شبانه راه بپيمايند ، چون روز آيد از راهى كه شبانه طى كرده‌اند شادمان شوند . براى آن كس كه بخاطر اميد و آسايش ، سختيها را تحمل كند ، اين مثل گفته مىشود . ر ك فرائد اللآل . ج 2 ، ص 2 . * ( 44 )
وَ اللَّهُ يُؤْتِي . . .
: خداوند سلطنت و ملك را به هركس بخواهد ، مىدهد . بخشى است از آيهء 47 - بقره . * ( 45 ) : در اين عبارات ، مصنّف ، با مهارت و براعت سيّارات را به گونه‌اى كه قدما معتقد بودند كه هركدام مظهر امرى است به كار برده . كيوان را با فرازنشينى ، مريّخ را با جنگاورى ، قمر را با شب‌روى ، مشترى را با داورى و زبان‌آورى و قضاء ، عطارد را با پيشه دبيرى و زهره را با رامشگرى قرين ساخته .