تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزاره ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
چو يافتى . . . در مورد اين عبارات چند نكته قابل ذكر است : 1 - چنان كه گفته شد آمدن اولين خليفه عباسى ، و خواندن اولين خطبهء خلافت ، در بغداد ، درست نيست . 2 - در عبارتها ، تشويش و پريشانى و افتادگى ، محسوس است . 3 - اين درويش تنك‌حال كه چوبدستى خليفه را به دستش مىدهد و بيت : « و القت عصاها . . . » را بعنوان تفاؤل مىخواند و سفّاح پس از شنيدن ظفرمندى سپاهش بر مروان و رسيدن سر او به دار الخلافه ، دستور مىدهد درزى ناصح را حاضر آورند و دولت وزارت پيشش نهند بر هيچ سند تاريخى مستند نيست چرا كه بنا به تصريح مدارك تاريخى اولين وزير سفّاح ، « ابو سلمه خلّال » است . ضمنا موضوع افتادن قضيب ، بهنگام القاى خطبه ، در « عيون الاخبار » به قتيبة بن مسلم نسبت داده شده و اين مطلب « دستور الوزارة » بتمامى از آنجا مأخوذ است ( ص 259 - ج 2 ) . امّا در مورد ، تب لرز خليفه بهنگام خواندن خطبه در « كامل » ابن اثير آمده : و كان موعوكا ( تب‌دار ) فاشتدّ عليه الوعك ، فجلس على المنبر و قام عمّه على مراقى المنبر فقال : الحمد للّه . . . ( ج 5 ص 413 ) نقل شد از ص 68 تعليقات و حواشى بر تجارب - السلف . استاد قاضى طباطبايى . * ( 9 ) و القت عصاها . . . : عصاى خود را انداخت ( انداختن عصا ، كنايه از اقامت گزيدن ، و ترك سفر كردن است ) و بدان وسيله دورى و بعد از بين رفت ، همچنانكه مسافر ، با آمدنش ، چشمش روشن مىشود . اين بيت كه غالبا بهنگام پيروزى بر دشمن خوانده شده است از « معقّر بن اوس البارقى » « 1 » است ، از قصيدهء معروفى كه تمام آن در « العقد الفريد » ج 5 ، ص 144 آمده است . گويند وقتى خبر هزيمت ابراهيم بن عبد اللّه به منصور رسيد ، اين بيت را برخواند ( ر ك ص 8 خاندان نوبختى ) . گويند عايشه نيز پس از شهادت حضرت على ( ع ) ، و نيز منصور پس از كشته شدن ابو مسلم اين بيت را انشاد كرده‌اند . باز در مورد بيت ر ك ص 7 ، ج 1 « حيوة الحيوان » . * ( 10 ) بموجب آنكه ابو مسلم در پى او رفته بود . . . : اين نيز اشتباه است ، چرا كه ، آن‌كه پس از هزيمت مروان ، و فرارش به مصر و ده بوصير ، او را دنبال كرد مردى بود « ابن ابى عون » نام كه به فرمان « عبد اللّه بن على » در عقب مروان
هامش
( 1 ) . براى شرح حال وى ، ر ك : اعلام زركلى ، ج 8 ، ص 187 .