*
( 107 ) امّ الوزارة . . . :
[ هرچند كه ] مادر وزارت ، مادر مهربان و فرزند دوست است ، و ليكن اين مادر به فرزندى چون تو نه آبستن شده و نه زاده !
* ( 108 ) نعوذ باللّه :
پناه به خدا ببريم از [ اينكه ] خانه به اجاره باشد و نان [ از بازار ] و به پول خريدارى شود .
* ( 109 ) فصار ذلك :
اين بخشش و احسان او روشنايى پيشانى كرمش و زيور آستين نعمتش ، [ مايه افتخار و شهرتش ] گرديد .
* ( 110 ) ذو الكفايتين :
ابو الفتح على بن ابى الفضل در سال 337 در وجود آمد ، در سايهء پدر پرورده شد و به علوم و آداب اشتغال كرد و بغايت زيرك بود و درّاك و در ادب متوسّط ، شعر مطبوع گفتى و نيكو اخلاق بود . . . چون پدرش نماند ركن الدوله وزارت به او داد . . .
چون عضد الدوله از بغداد بيرون آمد ابو الفتح بن العميد تخلف نمود و پيش بختيار رفت و خلعت او بپوشيد و از او اقطاع گرفت و بختيار او را ذو الكفايتين لقب داد . . .
ص 230 - تجارب السلف .
* ( 111 ) قد انتظمت . . . :
شرح و تفصيل اين واقعه و تمام نامه در ج 3 ص 186 يتيمة الدهر و نيز ج 14 ، ص 197 ياقوت آمده است . عبارت كامل نامه كه به « الواذارى كاتب » « 1 » نوشته چنين است :
بسم اللّه الرحمن الرحيم ، قد اغتنمت الليلة ، اطال اللّه بقاء سيدى و مولاى رقدة من عين - الدهر ، و انتهزت فيها فرصة من فرص العمر ، و انتظمت مع اصحابى فى سمط الثريّا ، فان لم تحفظ علينا النظام باهداء المدام ، عدنا كبنات نعش و السلام . ( معجم الادباء )
ترجمه عبارت : اى سرور من ! - خداوند عزّت ترا بر دوام داراد - من با گروهى از ياران در رستهء ثريّا جمع آمدهام ، كه اگر تو با هديه فرستادن شراب جمع ما را نگاه ندارى ما همچون ستارگان بنات النعش از هم پراكنده گرديم و السلام .
* ( 112 ) عين الكمال :
وقتى چيزى در كمال به غايت رسد و اعجاب بينندگان را برانگيزد ، پس بد آمد بر آن برسد ، گويند « عين الكمال » رسيد . و در دعاها آمده : صرف اللّه عين الكمال . ص 328 ، ثمار القلوب .
هامش
( 1 ) الاعجاز و الايجاز . ص 108 .