تندخوى بود . ر ك تجارب السلف ص 171 .
*
( 121 ) انا لكم . . . :
من براى شما مانند پدر براى فرزندش [ مهربانم ] . ( حديث )
* ( 122 ) وزير السلطان . . . :
در اين عبارت - با توجه به قراين سخن ، و همچنين ترجمهاى كه خود مؤلف داده - كلمهء « لراكبه » درست نمىنمايد . بلكه « لمركبه » بايد باشد . كه با اندك اختلافى در « ثمار القلوب ص 383 » آمده :
قال بعض الحكماء : « صاحب السلطان كراكب الاسديها به الناس و هو لمركبه اهيب » در نهج البلاغه نيز چنين آمده : صاحب السلطان كراكب الاسد يغبط بموقعه و هو اعلم بموضعه .
* ( 123 ) ما رأيت . . . :
نديدم روزى را مانندهتر از امروز ، به روز رستخيز .
* ( 124 )
يا حَسْرَتَنا . . .
:
اى دريغ بر ما بدانچه تقصير كرديم در دنيا .
بخشى است از آيهء 31 - انعام .
* ( 125 ) المقدور . . . :
سرنوشت و آنچه از سوى خداى تعالى در تقدير رفته و مقرّر شده ، باشنده و موجودشونده است و كوشش زايد و بىفايده است .
در ص 328 « تمثيل و محاضره » و امثال و حكم دهخدا ص 272 ج 1 آمده ، سنايى نيز در بيت زير تضمين كرده :
آنچه گفتهست شرع ، آمده گير * وانچه « مقدور كائن » آن بده گير
حديقه ، ص 469 .
* ( 126 ) ابو الحسن بن محمّد :
المزنىّ وزير نوح بن منصور . نام اين وزير در ص 109 « الاعجاز و الايجاز » نيز مذكور است .
اما دهخدا چنين نوشته : [ ابو الحسين مزنى ، وى پس از ابو الحسين عتبى به وزارت نوح بن منصور سامانى رسيد ] و در پاورقى توضيح مىدهد : [ در حبيب السير ، كنيت مزنى و عتبى ، هردو ابو الحسن و در روضة الصفا هردو ابو الحسين آمده است ] در ترجمه تاريخ يمينى هم ص 61 ، 62 ، 63 ابو الحسين مزنى ضبط شده .
* ( 127 ) امر امثالنا . . . :
كار مردانى چون ما به ناگهان مىآيد ( و اوج مىگيرد ) و به ناگهان مىرود ( و زوال