*
( 102 ) ابا خالد . . . :
اى ابا خالد ، بعد از تو خراسان به مضيقه و تنگنايى گرفتار آمد و نيازمندان از خود پرسيدند يزيد بن مهلّب كجا رفت ؟
از پس تو هيچ باران احسانى بر كسى نباريد و در مروين ( مرو شاه جهان و مرورود ) هيچ نهالى سبز نشد .
پس از حكمرانى تو ، براى هيچ تخت و سريرى ، شادمانى نمانده ، و پس از بخشندگى تو ، براى هيچ مردى بخشنده ، بخشندگى نيست . اين واقعه بطور مشروح در ابن خلّكان ج 2 ، ص 394 از زبان اصمعى نقل شده و در تاريخ يعقوبى ج 2 ، ص 219 به بعد نيز آمده ، امّا ابيات در ابن خلّكان با مختصر اختلافى آمده ، بدين صورت :
ابا خالد بادت خراسان بعد كم * و صاح ذوو الحاجات اين يزيد ؟
فلا مطر المروان بعدك مطرة * و لا اخضرّ بالمروين بعدك عود
فما لسرير الملك بعدك بهجة * و لا لجواد بعد جودك جود
* ( 103 ) لو كنت :
تو حتى اگر در آستانهء مرگ باشى ، باز دست از كرم و بخشندگى بر نمىدارى !
* ( 104 ) ابو الفضل بن العميد :
ابو الفضل محمد بن الحسين ، از نامآورترين وزيران آل بويه بود . او را جاحظ ثانى خواندهاند و در حق او گفته شده : دبيرى با « عبد الحميد » آغاز شد و با « ابن العميد » پايان پذيرفت ، ( ص 100 تحفة الوزراء ثعالبى ) . نيز ر ك يتيمة الدهر ج 3 ص 159 .
ابن عميد در سال 360 و بقولى در سال 359 در رى يا بغداد درگذشت . ابن النديم گويد او راست كتاب ديوان الرسائل و كتاب المذهب فى البلاغات .
( لغت نامه دهخدا )
* ( 105 ) رأس العقل . . . :
سرفصل خردمندى - پس از ايمان - نيكى به مردم است .
اين حديث به اين صورت نيز آمده : رأس . . . مدارة الناس ( ص 156 ترك الاطناب و 27 شرح شهاب الاخبار ) .
* ( 106 ) فما بكثير . . . :
هزار دوست و مصاحب ، زياد نيست ، كه يك دشمن ، زياد است . نسبت اين بيت در كتاب « غرر الخصائص الواضحة » به حضرت على ( ع ) داده شد با اين بيت :
عليك باخوان الصفاء فانّهم * عماد اذا استنجدتهم ظهور
و ليس كثيرا . . . ( ص 422 ) .