*
( 113 ) دعوت الغنى . . . :
ثروت و آرزوها را به سوى خويش خواندم - چون دعوتم را پذيرفتند - پس جام باده را خواندم .
پس به روزگار آغاز جوانى ندا دردادم كه اينك من و آنك اوان شادمانى .
آدمى چون به آرزوهايش دست يابد ، از پس آن ، ديگر چه پيشنهاد و خواستهاى مىتواند داشته باشد ؟ !
اين ابيات در يتيمة الدهر و تجارب السلف نيز با اندك اختلافى آمده .
* ( 114 ) صاحب كافى :
ابو القاسم بن عبّاد ، يگانهء دوران ، و تنها مرد زمان خود بود . و در بلاغت و فصاحت شعر همانندى نداشت . اين كتابها از اوست : كتاب ديوان رسائل . . . كتاب الوزراء . . .
( فهرست ابن نديم . ترجمه رضا تجدد . ص 223 )
[ او در سال 326 در طالقان قزوين متولد شد . . . وزارت مؤيد الدوله بويهى به او مفوّض شد . . .
مسطور است كه وفات صاحب بن عبّاد در شب جمعه بيست و چهارم ماه صفر از سال 385 در ولايت رى اتفاق افتاد . ]
* ( 115 ) ابو سعيد رستمى :
محمد بن الحسن . . . على بن رستم اصفهانى . شاعر مشهور اصفهانى ، معاصر صاحب بن عبّاد . به عربى شعر مىگفته و اين بيت مشعر بدانست :
اذا نسبونى كنت من آل رستم * و لكنّ شعرى من لؤىّ بن غالب
ر ك : يتيمة الدهر . ص 304 ج 3 .
* ( 116 ) ورث الوزارة . . . :
[ صاحب ] مقام وزارت را پشت به پشت از پدرانش ميراث برده و پيوندش به وزارت بهم پيوسته است . ر ك توضيح * ( 60 ) باب سوم . دنبال اين بيت چنين است :
يروى عن العباس عبّاد وزا * رته و اسمعيل عن عبّاد
يتيمة - ج 3 ، ص 194 .
نيز ر ك : ص 166 - صاحب بن عبّاد . نوشتهء مرحوم بهمنيار و ص 446 ج 2 مجالس - المؤمنين .
* ( 117 ) اصبت فالزم . . . :
چون به مقصد و هدف رسيدى ، آنجا را لازم بگير و توقّف كن و چون به خواستهات دست يافتى ، آن را غنيمت شمر .