*
( 90 ) فانّ حسن . . . :
براستى خوشرويى نشان رستگارى است .
نزديك به اين عبارت در ص 414 « التمثيل و المحاضرة » چنين آمده :
البشر علم من اعلام النجح .
و در « غرر و درر » ج 3 ، ص 394 بدين صورت آمده :
حسن البشر من علائم النّجاح .
* ( 91 ) تراه اذا ما . . . :
هنگامى كه پيش او [ ممدوح ] درآيى ، او را گشادهروى و خندان مىبينى ، گويى آنچه را كه از او مىخواهى ، به او مىبخشى .
اين بيت معروف كه به « ابو تمّام » هم نسبت دادهاند ، در واقع از « زهير بن ابى سلمى » است . ثعالبى در « الاعجاز و الايجاز » ص 138 ، و خاصّ الخاص / 96 مىنويسد ستايش - آميزترين بيتى كه در شعر عرب ديده اين بيت : « تراه اذا ما » .
از « زهير بن ابى سلمى » است از قصيدهاى با اين مطلع :
صحا القلب عن سلمى و اقصر باطله * و عرّى افراس الصبّى و رواحله
* ( 92 ) الاشراف على الاطراف . . . :
بزرگان بر كنار سفره نشينند تا از روى قدرت هرچه مىخواهند بردارند ، و از روى اختيار هركه به آنها ارادت دارد آهنگ ديدار آنها را بكند .
* ( 93 ) لا خير فى السّرف ، قال : لا سرف فى الخير . . . :
گفتند در اسراف و ولخرجى سودى نيست ، گفت در خير و احسان [ هرچه قدر هم بيش كنى ] اسراف نيست .
به همين صورت در ص 100 « الاعجاز و الايجاز » آمده است .
در ص 31 « تمثيل و محاضره » منسوب به « مغيرة بن شعبه » به صورت : « فى كلّ شىء سرف الّا فى المعروف » آمده است .
* ( 94 ) ابو محمّد المهلّبى :
ابو محمد حسن بن محمد . وزير معزّ الدولهء ديلمى [ و در همان ضمن وزير خليفهء عباسى نيز بود ] مردى سخى و دوستدار علم و ادب بود [ ابو الفرج اصفهانى اثر گرانقدر خود « الاغانى » را به او اتحاف كرده ] . تولّد وى در بصره ( 291 ق ) و وفاتش در سال 353 در راه واسط اتفاق افتاد كه در بغداد به خاك سپرده شد . او راست « ديوان الرسائل » و « ديوان شعر » و « الاصول » در نحو ، و « اللغة » در مخارج حروف .
( اعلام زركلى ، به نقل دهخدا )