[ ميرزا فضل الله علوى وكيل آذربايجان و كفيل . . . ]
ميرزا فضل الله علوى وكيل آذربايجان و كفيل معاملات تبريز حكايت كرد كه هادم الانجاب را هرسال پنج بار غلّه به صيغه وظيفه نزد من مقرر بود . چون در لباس اظهار عرفان و درويشى مىنمود و به صورت از طالبان علم بود ، احترامى مرعى مىداشتم و مراعاتى معمول . اوّل سال جلوس شاه مؤيد و طلوع حشمت و بروز اختيار هادم الانجاب ، به التزام حضرت كيوان رفعت اميركبير محمد خان امير نظام كرمانشاهانى كه دايهء روزگار شبيه و نظير او را نپروريده و بينندهء افلاك به مجد و كرامت او مرد نديده :
امير امير عليه النّدى * جواد بخيل بان لا يجود
رستم به وقت كوشش با سهم اوجبان * حاتم به گاه بخشش با جود او بخيل
به دربار كيوان مدار پادشاهى آمديم . از روى حاجت بار مذلّت حجابش را پذيرفتم تا راه حضورش دريافتم . بعد از قيل و قال در صف نعال جاى جستم :
ما خلت انّ الدهر يثنينى الى * ضرّاء لا يرضى بهاضبّ الكدى
پس از طول جلوس جلادت به اظهار حاجت رفت . خيره خيرهام بنگريست ، نشناختهام انگاشت . اغماض از جواب نمود .
اعاده سخن رفت . اعتراض بليغ كرد ، روى بگردانيد . خائبا خاسرا بىنيل مقصود عود نمودم . خود را ملامتها و بر آز و نياز خود نفرينها گفتم و بگفتم :