در موقف حساب به ايثار دينارى ده دينار مال سلطان خورند و پنج ضعف از رعيّت بىسامان . اين خلاف وضع بر افراد امرا و سران سپاه و مباشرين بيوتات و عمّال كليات و جزئيات جارى است . به اين نادانى تمام معمورهء ايران از حيّز انتقاع و زندگانى بيفتادند . معدودى مجهول النسب و مفقود الحسب مالها بيندوختند و ذخيرهها بنهادند كه حوصلهء وهم و قياس تصوّر احصاى آن نيارد و فضاى تخيّل تعداد و شمار آن نگذارد .
* * *
[ بزرگ شوكت و عظيم روعت اين خجسته دولت خجسته نوبت . . . ]
بزرگ شوكت و عظيم روعت اين خجسته دولت خجسته نوبت توپخانه نصرت نشانه بود . الحق با اميركبير حبيب الله خان امير توپخانه كه در سياست و كفايت و كفالت و انتظام و احتشام ممتاز و منفرد و بىانباز بود . حليهء حيات و لباس زندگى داشت . به نهايت شوكت و غايت ضبط و كمال وقع و منتهاى مجد بود . در هفت سال امارت او با آنكه عدد توپچيان و ضمايم و لواحق ايشان قريب به ده هزار مىشد . در دار الخلافه با اين فقدان حساب و عدم احتساب كه از عدم عدل و عقل هادم الانجاب واقع است ، از توپچيان احدى جسارت و خسران و خسارتى نديد . مأمورين عساكر اهريمن مآثر شاهى كه تخريب طرق و انهدام شوارع و انهدار مشاعر و استيصال و اضمحلال سكّان معابر رسم مادرزاد و سرشتهء در نهاد ايشان است .
ازين خيل كه زايد از سيّاره و ثوابت ليلاند به مخلوقى نابايست غير