تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
بودند يكهزار تومان ما يعرف نماند . روزى در محلى كه محلى بر حضور اقاصى « 1 » و اوانى ، اعالى و ادانى بود آستين از پيش روى ابروى خود برگرفتم . « جاوز الحزام الطّبيين » « 2 » در خدمتش به حكم :
اگر زمانه به گرگى دهد زمام مراد * بر او ز بهر سلامت سلام بايد كرد
تظلّم آوردم ، عجز و مسكنت اظهار نمودم ، فاذا ملكت فاسحج فاسمح برخواندم . از سختى و ناهموارى ايّام حكايات و شكايات گفتم . پس از آنكه عرض خود برباد دادم آبروى اسلاف و اعقاب مهندر ساختم ، مفاحشت نمود ، به مضاربتم حكم رفت . به خفّتى هر چه تمامترم براند . يكى به تسلّى خاطرم اين دو بيتى بخواند :
عسى و عسى يتثنى الزمان عنانه * بعثرة دهر و الزمان عثور فيدرك آمال و يجرى رغائب * و يحدث من بعد الامور امور
به فال نيكو گرفتم . از خداوندگار اندرين عسر يسر و از اين خوارى رستگارى خواستم . هركه در زمان بينوايى و احتياجش مراعات و دستگيريش فرموده بود ، آن‌سان كه سبيل ارذال است كان لم يكنش خواست ، راه و بارش نداد تحسبها حمقاء و هى باخس « 3 » :
نكوئى با بدان كردن چنان است * كه بد كردن به جاى نيك مردان
هامش
( 1 ) . ح - آقاسى . ( 2 ) . اين عبارت در « ح » نيست . ( رك : لسان العرب ج 12 / 131 ) . ( 3 ) . عبارت عربى در « ح » نيست .
دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 96 | سيد على آل داوود / ميرزا مهدى نواب طهرانى