با ماه هم منازل و با چرخ همركاب * با ابر هم مشارب و با باد هم عنان
در اواخر همين ماه مغافصة به شهر آغاليدند . سكنه و مجاورين آن مبارك بقعه عموما و اذناب و منتسبان آصف الدوله اللهيار خان خصوصا از افراط جور و اجحاف حيف كارفرمايان خراسان همچنانكه شمّهاى گذشت چون ماهى بر تابه و محرور به گرمابه بودند ، از روى غيرت و كمال حميّت به حمايت ايشان برخاستند . بهر چه از لشكريان شاهى دست يافتند به اجراى سيوف حروف اعضاى ايشان را متفرق ساختند : قولوا تحت نطفطها سراعا نبّئهم المنهدة الذّكور .
تمام محلات و محل عبور را از كشتگان پشتگان برپا داشتند .
شاهزاده حمزه ميرزا را شآمت ميشوم و اعانت مظلوم به ارك مشهد مقدس كه همانا در حصانت گفته :
اذا سنا برق بدا من خلاله * كما لاحت العذرا من خلل الحجب
مشخص خواستند ، از نوادر آنكه روز قصد مخذول حاجى ميرزا عبد الله به آن فعل نامقبول ، اطبّا به تكسرّى كه مزاج مبارك شاهى را عارض آمده بود اشتباها شربتى مضر بلكه مهلك به كار بردند كه به روزى معدود تخت و تاج را بدرود فرمود . در شهر شوال اين سال پادشاه غازى متقاضى اجل را اجابت گفت . اين رباط خالى از انضباط را وداع فرمود . طريق جنان و مضاجعت حور و مصاحبت ولدان اختيار نمود :
از اين تنگناى طبيعت برفت * ز ملك تن پر نصيحت برفت