بر تهديد و تعذيب منطوى بفرستاد و بنوشت كه به قهر و جبر ايشان را بيرون آرد . دست توسّلى كه به ضريح كثير الترويح آن امام انام است قطع نمايد و باك ندارد . و در عشر سيم شهر رمضان كه ايام مواظبت به عبادات و طاعات بود قصد بر اقدام در امتثال برين عمل شنيع نمود .
اتباع خود از اتراك بىباك را به آويختن و خون ريختن آن مظلومان حكم داد . روحانيت حضرت ولايت پناهى جنود الهى را برانگيخت به لحظه صورت . . . « 1 » حادث گشت هردو را به اقبح صورتى مقتول ساختند . منتسبانش كه احزاب ابليس بودند نابود نمودند . آن پاك روضه را به ازاله ناپاك وجود ايشان طاهر و مطهر ساختند . از خلاف و نفاق كه گفتهاند :
دولت همه ز اتّفاق خيزد * بىدولتى از نفاق خيزد
پشيمان گشتند . به دامان اعتذار و استعفا درآويختند .
حسن خان سالار و جعفر قلى خان شادلو ايلخان را :
آن به چستى داده را بيژن و افراسياب « 2 » * اين به مردى بردهگوى از رستم و اسفنديار
به آمدن مشهد مقدس ترغيب بنوشتند و تحريض به غايت نمودند . حسن خان سالار كه اين مدّعا غايت آمال او بود اقدام را واجب شمرد . بر مركب مراد در جناح استعجال برنشست . شبان از باد عجولتر براند . روزان از خاك خمولتر و در زواياى تلال و جبال بماند .
هامش
( 1 ) . جمله در اصل خطى به همين صورت ناتمام است .
( 2 ) . اين مصرع صحيح نيست ، اما در اصل به همين صورت است .