تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
نامرادى بخفتند . عيش و انتعاش اكتساب معيشت و معاش جهانيان را نداى :
هذا فِراقُ بَيْنِي وَ بَيْنِكَ
« 1 » در داد . هول محشر و فزع اكبر سكان ايران ملك را حاصل آمد . از خوار و ورامين تا آخر خواف و باخرز خاور زمين كه منتهى اليه خاك سلطانى است ، اباحت فروج و اموال و اذاعت ويل و نكال و اجازت تحرّب و تضييع به سكان معابر سپاه برفت . افزع من حمام بساباطه . دست تطاول و ستم بر نسوان آن صفحات آن‌سان دراز بود كه به ثيبات كه غيرت انگبين و نبات بودند اعتنا نمىشد و قاع جز برابكار غانيات وقوع نمىيافت . بر . . . « 2 » اموال رعايا و دهاقين ابقا نرفت . معجريان عفيف كه سايه را رديف خود نيارستند ديد به دنبال ابليس صفتان شيطان خوى در برزن و كوى پويان و گويان :
بر جان من از بار بلا چيست كه نيست * بر فرق من از قهر قضا چيست كه نيست گويند مرا كه چيست نالى شب و روز * از محنت روز و شب مرا چيست كه نيست
پردگيان حرم و پرورش يافتگان نعم ، نواب آصف الدوله ، كآفتاب اندر سرايش راه آمد شد نداشت ، و به تمام ارحام و محارم پادشاهى بودند به كاس و نوش و بستر و آغوش اجامر مهاجر به استنكار و استدراج درآمدند . سگان خبوشان كابيات القصايد فى البلاد پريشان محمد على خان كه از رستاق ايروان است ، در
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ، آيهء 78 . ( 2 ) . يك كلمه ناخوانا .
دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 184 | سيد على آل داوود / ميرزا مهدى نواب طهرانى