گير و تجربت حاصل كن ، خذ الامر بقوابله ، كلّ شىء يحتاج الى العقل و العقل يحتاج الى التجارب .
مردمان و دوستان را آزمايش و امتحان كنيد . الرجل عند الامتحان يكرم اويهان . معتبر امتحان امتحان در شهوت غالب ايشان است و اين دقيقه را غالب خلايق غافلند . معروف افسانهاى است :
يكى از ملوك گوهرى گرانبها به يكى از سلاطين به ارمغان فرستاد . فرستاده در طريق به چهار مرد يار و رفيق شد . يكى از آن چهار گوهر ارمغان شهريار را به سرقت برد . برنده بهر يك كه مدّعى آمد به انكار برخاست . تا هرپنج رنج مسافرت بگذاشتند ، به دار الملك ملك جاى جستند . حامل گوهر به پادشاه كشور ماجرا بازگفت . سلطان به عدل مفطور بود و به داد و دانش مشهور . چهار تن را به جرم تنى جنايت نخواست . به انديشه فرو شد و به فكرت اندر آمد كه چاره چون جويد ، و به حكم عدل گوهر از كه طلبد .
شاه را دخترى پرى پيكرى چون ماه بود . سبب فكرت و تفكّر را علّت از پدر درخواست . صورت حال را به دختر بازگفت . ملكه زمين بوسه داد كه اين چهار را به من كنيزك بازگذار تا صدق امر بر رأى كشورگشاى شاهنشاه مكشوف آرم . اجابت جست . ملكه به سرايى كه چون باغ فردوس مزيّن و مانند قصر خورنق منظّم بود يار چهارگانه را جاى داد . شبان با ميهمانان بنشستى و از هر جاى حكايات در پيوستى . بذلههاى بديع بگفتندى . لطايف و ظرايف به كار همى داشتندى .
شبى در خلال حكايات نغز و ظرافات دلكش ملكهء ملكپيكر
دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 174
مساهمون: سيد على آل داوود
ص١٧٤