برادر و عمّ و خال خصوصا حسب را بيفزايد كه : و قرّوا كباركم حقّ كبير الاخوة على صغيرهم كحقّ الوالد على ولده .
حسب و بغضت را از زنان كتمان كن ، چه بر حبتّ آگاه شود عظمت را نقصان رسد ، بر بغضت وقوف يابد احسانت را كفران كند .
[ با عالمان به لباس عفّت و صلاح زندگانى كنيد .
با قضات و حكّام به رشوت و حيلت ، كه گفتهاند :
چون دهد قاضى به دل رشوت قرار * كى شناسد ظالم از مظلوم زار
با امرا و توابع سلطان به تواضع و تخاشع و فروتنى و نرمى كه گفتهاند : التواضع عند الحاجة رجوليّه .
با سوداگران و بازرگانان به امانت و ديانت و كفايت و احتياط و قصارت در معيشت كه گفتهاند : قصارت در زندگانى نيمى از غناست . « 1 » ]
اولاد را رعايت واجب شماريد ، خبر از مولا على عليه السلام در رعايت عشاير خالى از مناسبت نيست : اكرم عشيرتك فانّهم جناحك الّذى به تطير و اهلك الّذى اليه تصيروانكّ بهم تصول و بهم تطول و هم العدّة عند الشدّة اكرم كريمهم وعد سقيمهم ، « 2 » اما اندازه نگاهداريد ، نه آن چنان كه اگر طغيان كنند جبران نتوانيد ، نه آنسان فروهلى كه از شرايط تربيت فرومانى .
هميشه آگاه مىبايد كه شرور به ناگاه درآيد .
هامش
( 1 ) . قسمت داخل كروشه در نسخه ح وجود ندارد .
( 2 ) . عبارت آخر در ح نيست .