تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
شاه را اين فراست دلخواه افتاد . گوهر از همان مرد طلب نمود بگرفت . بر اختلاف شهوات اين افسانه نيكو نشانه‌اى است . اختلاف طبايع در شراب و حالت مستى هم مشهود است ، چنان كه : * * *

[ از عضد الدوله ديلمى مشهور است كه حقيقت طبيعت . . . ]

از عضد الدوله ديلمى مشهور است كه حقيقت طبيعت مخصوصان خود را خواست . بزمى چون روضهء رضوان و بهشت جاويدان بياراست . انواع مسكرات از جامد و مايع مهيّا بفرمود بادهء ارغوانى :
صاف چون راى شاه كيخسرو * تيره چون روزگار اهريمن
و شراب ضيمرانى :
صفراء تلعب باالعقول حبابها * كتلعّب الافعال بالاسماء
با سيم ساق ساقيان گل روى غاليه بوى : عنبربويان و ماه در چنبرشان شيرين دهنان و شهد در شكرشان رجال كشور و سران لشكر را حاضر آورد . خنياگران ترانهء بار بدانه و نواى خسروانه نواختن آوردند :
گهى بربط زدندى گاه تنبور * گهى مستان بدندى گاه مخمور
شور شراب در ادمغهء اولو الالباب اثر تمام نمود :
چو هشيار دل را به چيزى نهد * به مستى همان چيزش آيد به ياد
حركات مختلف به اختلاف طبايع كردند . بر پادشاه كه در منظرى به نظارّهء ايشان مشغول بود حقيقت احوال هريك مكشوف