زود خشم و خشن سخن نباشيد كه دلها از شما بگردد .
انكار كس مكن تا در دلها عزيز شوى .
متواضع و نرم سخن باش تا بر همه كس مألوف و مأنوس گردى .
شرمگين و محجوب مباش كه در كار خود مانده شوى .
در محافل و انجمن حاضر سخن باش كه نعم الناصر الجواب الحاضر .
مردمان را به دست و زبان ايذا مرسان ، رأس العقل بعد الايمان « 1 » باللّه مداراة الناس .
خوارى كه به عزّت رسد به چشم حقارت منگر كه عزّت داده خدايى است ، با خدادادگان ستيزه مكن .
قدر خلايق را على قدر مراتبهم نگاهدار تا قدرت به جاى ماند .
به حسن كردار و گفتار از مردم ايمن مباش كه عامه را فطرت به بدخواهى است .
زندگانى با مردم چنان كن كه در ترافع حق ترا باشد .
به جاه و مال فريفته و مغرور مشو كه هردو به حادثه زوال پذيرد .
عدالت و مروّت را سيرت خود ساز .
در ابتلا و حوادث مضطرب مباش و صابرى پيشه كن كه صبر و فرج دو برادرند توأم .
در كارها به عقل و دانش خويش مستظهر مباش . از مردم اعتبار
هامش
( 1 ) . در هردو نسخه ايمان ضبط شده است .