تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠

[ اختتام را به سخنان چند كه حكيمان گفته‌اند و . . . ]

اختتام را به سخنان چند كه حكيمان گفته‌اند و خود دانسته‌ام و به تجربت يافته‌ام كنم : خصومت با زبردستان خسران و زيان آورد ، و با زيردستان هيبت را نقصان . خرج به اندازهء دخل آسايش آرد : چو دخلت نيست خرج آهسته‌تر كن . زيادروى بر نشانى متابعت مشتهيات نمودن از قدر خود سودن است و باب كلال و ملال بر خود گشودن . ربّ شهوة ساعة اورثت حزنا طويلا . آسايش تن جستن بطالت و كسالت بار آورد ، كوشش بيهوده به از خفتگى . مواظبت مرسومات دين و آئين موجب انتظام ديناست : ميرزا محمود جهانشاه تبريزى مرا حكايت كرد كه در تبريز مرا دوستى بود دهرى مذهب ، هيچ شب تهجّد را ترك نكردى « 1 » ، مرا بر اعتقاد او اطلاع بود . ارتكاب به اين زحمت را علت پرسيدم . بگفتا كه دنيا را نافع است . زنديقى را به نماز ديدند ، جهت پرسيدند ، بگفتا به رسم بلد و حفظ ولد . دوستى با دانشمندان « 2 » و دين‌داران موجب حصول دانش و زيور عقل و علّو در دنياست . پرهيز از مصاحبت عوام و لئام امان دانش و بينش است . دوستان بسيار مايهء اعتنا و اعتبار است . اعجز النّاس [ من ] عجز
هامش
( 1 ) . ح : شفع و تهجّد و وتر را ترك نكردى و به جاى آوردى . ( 2 ) . ح : عاقلان و دانشمندان