حدّاد را به اعتبار تصرّفى تازه و اعتنائى بىاندازه حاصل آمد .
دلّاك كه اخّس اصنافند ، ديدهايم كه به تحصيل و درك فنّ كامل قرب به سلاطين و ابناى ملوك و امرا و وزرا جستهاند و به مرور از آن شغل خسيس انصراف يافتهاند . رفته رفته منزلت و مرتبت بزرگ ادراك نمودهاند اگر توضيح و تصريح به اسامى اشخاصى كه در اوّل همين شغل دون وسيله و جهت راه به ارباب دول گشته است و به كمالى كه درين فن داشتهاند اختصاص يافتهاند و به مقتضاى گوهر ذات و جوهر استعداد مناصب و مقام عالى به دست آوردند كنم موجب هتك و فتك نسب و ناموس جمعى از اجلّه و اعيان اين زمان خواهد بود .
هريك از شما را دانش و بينش باشد بر آنچه گفتم و نوشتم حاجت نبود :
هركه در او گوهر دانائى است * در همه كاريش توانائى است
مگر متذكر شويد و بيدار گرديد ، زيرا كه غفلت از لوازم طبيعت است و اگر اعاذنا اللّه به ننگ نادانى مبتلا باشيد هيچ پندى سودمند نبود و هيچ داروى حكمتى بهبود ندهد :
[ پند گفتن بر جهول خوابناك * تخم افكندن بود بر شوره خاك « 1 » ]
رنج كورىّ و كرى از ابتلاست * ليك رنج احمقى قهر خداست
* * *
هامش
( 1 ) . اين بيت در نسخه « ح » وجود ندارد .