تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
ساختم تجّار را اعتماد حاصل آمد . رجوع معاملات خود به من خواستند من نيز كمال احتياط و اهتمام مرعى داشتم . مال را به مردم معتبر و محلّ ايمن بدادم . تنخواه هركس را مستعجلا بدست روندگان امين بفرستادم . امانت و ديانت من شايع شد به كفايت و كاردانى معروف گرديدم . سوداگران را رجوع به من مرغوب افتاد . هر سال از ممرّ اعتبار منافع كلى يافتم . به اندك زمانى سامانى ممتد و اعتبارى معتد حاصل نمودم . پس از آن همه روز تجارت او را در تزايد ديدم كه اكنون يكى از ارباب ثروت و اصحاب مكنت است . * * *

[ مواظبت است و اجتناب از اهمال و اغفال است و . . . ]

مواظبت است و اجتناب از اهمال و اغفال است و احتراز از لهو و لعب است . بداند كه آفتى برتر در امور از اين فقرات نباشد . دولت‌هاى با شوكت و روعت و زندگانىهاى در كمال بسط و وسعت به اين خصايل بد حاصل از كمال عزّت نهايت ذلّت را يافتند . * * *

[ امير اعظم معظّم قاسم خان قاجار علاوه بر قرب قرابت نسبى . . . ]

امير اعظم معظّم قاسم خان قاجار علاوه بر قرب قرابت نسبى كه با پادشاه جم جاه طيّب الله ثراه داشت به حليت مصاهرت حضرتش سرافراز بود . با كبار ملك‌زادگان هم‌شأن و هم‌مكان و در فرامين و احكام به لقب فرزند مقام مخاطب محاسب و هم مستوفى قياس از احصاى منقولات باب نامدارش سليمان خان كه بزرگترين امراى قاجار بود عاجز محرر معاملات خيال از تعداد متروكات حضرتش حاجز . سالى سى هزار تومان منافع مأخوذ از ضياع و عقار موروث داشت . به ارتكاب اين خصال منافى صواب آن همه سامان و مال به اندك زمانى برفت ، از آن همه تجمّل و جلال اثرى نماند :