تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
حفظ مال و مدينه برين موقوف است ، در كمال جدّ و نهايت جهد بودم ، مال التجاره معمور سامان آبادان و مخارج منتظم عيال و وابستگان مرفه الحال ، درين خلال به حكم جوانى و احتشام زندگانى رابطه با بعضى از بزرگ‌بندگان خاقان انار اللّه برهانه دست داد . طبع بالفطره مايل بود طبايع نيز موافق آمد . آميزش و مخالطه زياد شد . آمد و شد مفتوح گشت ، مصداق :
يا مكن با فيل‌بانان دوستى * يا بنا كن خانه‌اى در خورد فيل
وضوح يافت . ناگزير وضع را مأكولا و ملبوسا و مفروشا و مظروفا تغيير در ميان آمد ، بر مخارج كلى بيفزود . مداخل را قصور تمام دست داد . اختلال كلى حاصل « 1 » گشت . پريشانى زياد روى داد . اين همه از حصول مصاحبت و مرافقت غير كفو و زىّ و از عدم مراقبت و قصور مواظبت در كار بود . * * *

[ بدانيد كه اهمّ لوازم حفظ مال است و نگاهدارى آن . . . ]

بدانيد كه اهمّ لوازم حفظ مال است و نگاهدارى آن . ضبط مال صعب‌تر است از گردكردن و فراهم داشتن آن . باز دوست گفتى وقتى مرا از مشايخ سوداگران موعظت كردى و گفتى كه با تهيدستان و بىمايگان مياميز كه ديرگاه است كه گفته‌اند : وطن در كوى صاحب دولتان گير :
هامش
( 1 ) . ح : حادث .
دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 147 | سيد على آل داوود / ميرزا مهدى نواب طهرانى