مجاهدات سلطان جلال الدين خوارزمشاهى از سلف و مبارزات لطفعلى خان زند از خلف برهانى لايح و بيانى واضح است .
اگر مقصود به دست و مطلوب حاصل آمد كه نعم المدّعا . دوم توّسل به نزديكان خاص و تشبّه به مخصوصان ايشان همچنانكه در ملك معنى بدون دستگيرى پير به مقصود راه ميسّر نيست . مولوى فرمايد :
با من صنما دل يكدله كن * گر دل ندهم آنگه گله كن
مجهول مرو به آغول مرو * زنهار سفر با قافله كن
باز مولوى گويد :
بر تو بس احوال پير راهدان * پير را بگزين و عزم راه كن
پير را بگزين كه بىاو اين سفر * هست پر آفت و پر خوف و خطر
گر نباشد سايهء پير اى فضول * بس ترا سرگشته دارد نيك غول
پس از ارتباط و امتزاج جهد كن تا تشبّه به وضع و محاذات ايشان حاصل كنى تا حبّ تو در دل گيرند و وضع تو پسنديده دارند .
ترا به چشم خداوند خويش زينت دهند تا پسنديده افتى و مطبوع واقع شوى به من تشبّه بقوم فهو منهم . بايد به ناملايمات كه از لوازم سيرت ارباب دول است ملول و كوفته خاطر نشوى : اقتنآء المناقب باحتمال المتاعب :
هرچند ز دوست بيشتر بينى ناز * در عرض نياز كوش خاموش مشو