تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
العلم علمان ، علم الاديان و علم الابدان :
در ناف دو علم بوى طيب است * وين هردو فقيه يا طبيب است مىباش فقيه طاعت‌آموز * امّا نه فقيه حيلت اندوز مىباش طبيب عيسوى هش * امّا نه طبيب آدمى كش گر هردو شوى بلند گردى * پيش همه ارجمند گردى صاحب طرفين عهد باشى * صاحب خبر دو مهد باشى مىكوش بهر ورق كه خوانى * كاين دانش را تمام دانى پالان‌گرى به غايت خود * بهتر ز كلاه دوزى بد گفتن ز من از تو كار بستن * بيكار نمىتوان نشستن
اندك از ثمر فقه آن بود كه برشمردم . * * *

[ اما طبيب سعد الدوله يكى از يهود بغداد بود . . . ]

اما طبيب سعد الدوله يكى از يهود بغداد بود ، صنعت طبابت پيشه داشت . پادشاه ارغون خان مغول را درد پائى دست داد . به معالجه راه به حضرت شاه يافت . از آنجا كه بر صفحه خاطر سلاطين و ملوك بنابر علوّ همت و توجه به معظمات ملك و دولت نقش مكايد و حيل به اسهل وجهى ارتسام پذيرد ، چنان كه ملوك عجم را حكايت كنند كه ابناى خود را از معاشرت و مصاحبت ناكسان و لئام و گدا طبعان خام منع مىنمودند ، كه المرء على دين خليله . نوشته‌اند كه مالدارى از غير اشراف مالى گزاف به حكيم ابو ذر جمهر عرض داشت كه پسرش را به ديوان استيفا بگذارند . انوشيروان نپذيرفت كه دو نان و زبونان را به دربار سلطان و اعمال