تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
* * *

[ ديگر ادب است : . . . ]

ديگر ادب است :
از خدا جوئيم توفيق ادب * بىادب محروم ماند از لطف رب هركه بىباكى كند در راه دوست * رهزن مردان شد و نامرد اوست از ادب پرنور گشته است اين فلك * وز ادب معصوم و پاك آمد ملك بد ز گستاخى كسوف آفتاب * شد عزازيلى ز جرأت ردّ باب
* * *

[ خاقان خلد مكان ، سيّد جليل و امير نبيل اشرف خان . . . ]

خاقان خلد مكان ، سيّد جليل و امير نبيل « 1 » اشرف خان دماوندى را بفرمود كه چهل روزه تركى زبان بياموزد و الّا مورد سقط و محطّ سقوط آيد . پس از انقضاء مدت و عدّت حضور همايون را بساط بوس آمد . شالى كه به هشتاد تومان خريده بود در كمر داشت . ملك به زبان تركى از قيمت شال پرسيد ؟ نگفت سك سن تومان ، ايكى قزاخ تومان بگفت ؛ شاه را استدراك او پسند افتاد . اين ادب مايهء ازدياد و پايه و موجب زيادتى جاه و رفعت او گرديد . * * *

[ رحمان خان بيات از غلامان مخصوص و چاكران قديم پادشاه . . . ]

رحمان خان بيات از غلامان مخصوص و چاكران قديم پادشاه
هامش
( 1 ) . « ح » اين نام را ندارد .