ديوان بار نبايد . زيرا كه بر خفايا و سراير رعايا كه ودايع خداى تبارك و تعالىاند عالم آيند . « 1 » حق عمل رعيت بدانند . عمّال اعمال را اخبار و اغوا بر اجبار در استيفاى مال و استيصال رجال نمايند ، كه : دولة الارذال آفة الرجال .
سعد الدوله به حيله بازى و شعبدهسازى در مزاج ايلخان آن چنان مخصوص آمد كه مالك مال و جان خلايق گرديد . ايلخان را از پادشاهى به جز نامى نماند . تمام مهام ممالك كه از اقصى ممالك روم تا آخر خراسان بود در كف كفايت جمعى يهود كه از اقصى ممالك روم تا آخر خراسان بود در كف كفايت جمعى يهود كه مصدوق اين خبرند : لا تساوهم فى المجلس و الجأوهم الى اضيق « 2 » الطرق ، فانّ سيّوكم فاضربوهم و ان ضربوكم فاقتلوهم آمد .
امراى كفّار تاتار و كبراى اسلام رفيع الاقتدار كه از پادشاه بزرگ هلاكو خان تا آن زمان پدر بر پدر و كابرا عن كابر بوارثة مصدر مهام و مرجع انام بودند ، چون حروف جمل مهمل و مانند خوان بخيل غير مستعمل بماندند . اكابر مغول و اعزّه مسلمانان را روى حاجت به حجّاب عتبهء او بايستى . ردّ و قبولش در سدّه سلطنت و پيشگاه خانى مقبول و مردود بود . اين دو شعر از ادباى عصر اوست :
يهود هذا الزّمان قد بلغوا * مرتبة لا ينالها الملك
يا معشر الناس كم نصحت لكم * تهوّدوا قد تهوّد الفلك
اسباب اين احتشاد و وسيلهء اين احتشام طبّ او گشت . اگرچه در آخر به كيفر اعمال و پاداش افعال خود گرفتار گرديد :
هامش
( 1 ) . ح : عالمند .
( 2 ) . م : اضهق .