تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
سيادت نسب را با فضائل و معارف حسب جمع داشتند علامهء مجلسى عليه الرحمة و الغفران كه دانش و فضل را بحرى ذخّار و جبال سيّار عقل و نقل را جامع و استفادهء علماى اعلام و فقهاى عظام بر مؤلفات و مصنفات جنابش راجع بود ، جدّ امّى اين سلسلهء جليل :
واجب آمد چونكه آمد نام او * شرح گفتن رمزى از انعام او
در ظهر كتابى از مؤلفات حقيقت ارتباط آن جناب به خط حضرتش ملحوظ افتاد كه اوايل تحصيلم در خدمت كثير المواهب « 1 » استاد الاكرم و ملاذ الاعظم معانى و معارف را مظهر مولانا ملا مظفّر طاب ثراه و جعل الجنّة مثواه بود امر معيشت به روزى سه پول سياه كه از مولانا موظّف بودم و يكصد دينار سياه كه به چرخ‌ريسى مادرم حاصل آمدى بگذشتى . به همين‌قدر و مقدار قناعت مىخواستيم . وقتى مولانا را وجهى از مظالم و برّ جمع آمد . سه تومان مرا سهم خواست . عرض آوردم كه قبول موقوف به اجازت مادر است كه مرا عهد است كه به غير رضاى مادر به كارى نگرايم . اجازت فرمود و دعاى خيرم بگفت به مادر عرض آوردم بفرمود اى پسر ما را نفس به همين‌قدر ماحضر قناعت يافته است . در قبول اين وجه وضع را تبديل و رسم را تغيير حاصل است و اين غير مستمر موجب اختلال و انقلاب معيشت و طبيعت خواهد گشت . بهتر عذر گفتن و به همين مختصر قناعت جستن است . مراتب به جناب مستطاب استادى معروض آمد . بر من و مادرم دعاى نيكو كرد . به بركت آنقدر همّت و به
هامش
( 1 ) . نسخه ح : موهبت .
دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 124 | سيد على آل داوود / ميرزا مهدى نواب طهرانى