تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الأعقاب ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
لايق دافع « 1 » نيامد . پس از انتقال آن زبدهء سياست و اجلال هادم الانجاب آن‌چنان كه شمّه‌اى از شره و حرصش نگاشته آمد ، مباشرت اين خدمت را خود مستقلا « 2 » خواهشمند شد . از مصدر سلطنت كه ردّ مستدعياتش را موجب خذلان و مورث عصيان مىپندارند ، اجابت و اجازت حاصل گرديد . روزى چند نرفت كه آن قانون و قاعدهء وارون و آن سياست و حراست ديگرگون شد . آنان كه خوشهء فقرا را نظر نتوانستند خرمن اغنيا ببردند ، اموال رعات و رعيّت بخوردند . هرج و مرجى صورت يافت كه به صرف عمرى از حكماى دانشمند و امراى خردمند خيرخواه صورت اصلاح نخواهد پذيرفت :
سعدى به روزگاران مهرى نشسته بر دل * بيرون نمىتوان كرد الّا به روزگاران
* * *

[ در اوقات پريشانى و بىسامانى ، گروهى را امامت جماعت . . . ]

در اوقات پريشانى و بىسامانى ، گروهى را امامت جماعت نمودى و مقتدى بودى . اوايل مداخلت امر ديوان هديه و ارمغان كه ارباب حاجات و رجوع بياوردند قبول ننمودى كه مشوب به محظورات است . اگر احدى تعظيم و كرنش كردى ، به شدّت تحاشى نمودى كه سلام عادت اسلام است ، لايق و شايقم . چون مقتدر شد و متوالى گشت مصدوق : لعن اللّه الرّاشى و المرتشى گرديد . بدون
هامش
( 1 ) . نسخهء ح - واقع ( 2 ) . ح - مستعدّه