تخطي إلى المحتوى الرئيسي

داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 763

مساهمون:

ص٧٦٣
زنگى و پادشاه سودان با شاه روز بن الملك كندهار بايران رفته‌اند تا هم‌كين طومار زنگى را بازجويند و هم عين الحيات را براى شاه روز بربايند . اين شاه روز پسر پادشاه كشمير شيفتهء جمال عين الحيات و از خواستگاران او بود ليكن شاه سرور با او موافقت نكرد . وى چون از وضع ايران و غيبت طولانى فيروز شاه و پهلوانان آگهى يافت نزد ابشع رفت و او را بجنگ با ايران و گرفتن كين طومار برانگيخت . پس هردو بايران زمين تاختند و ايران را غارت كردند و ملك داراب را باسارت گرفتند . شاه روز كه دنبال عين الحيات مىگشت در قصر تمرتاج زن داراب به او رسيد ليكن عين الحيات دست نداد و با ديگر زنان بفرمان ابشع در كاخى بازداشته و نگهبانانى بر آنان گماشته شدند . اما فيروز شاه با سپاه خود راه ايران را در پيش داشت و بشتاب مىآمد . و هم از راه بهزاد را با گروهى از سپاهيان در مقدمه بفرستاد تا سامان كار را نگاه دارند . بهزاد چون بايران رسيد با ابشع از در جنگ درآمد و عياران ايران هم بر كار شدند و زنان حرم را از بند بيرون بردند . ليكن در همين حال واظين عيار ملك ابشع ملك‌بهمن را از ميان سپاه ايران ربود و به حبشه برد . چون فيروز شاه بايران رسيد به يارى بهزاد با ابشع جنگ درپيوست و او را كشت و سپاه زنگ را تارومار كرد . شاه روز و پدرش نيز بقتل آمدند و كشمير هم بر خاك ايران افزوده شد . واظين چون ملك‌بهمن را ربود ، او را به حبشه برد و تسليم ضارى الاسود پادشاه آن سرزمين كرد . ضارى با سران و با دختر خود هدوب مشورت كرد و بتدبير آنان او را چون امانتى از ملك الابشع پادشاه سودان در كاخ شاهى بازداشت . هدوب كه شيفتهء جمال بهمن بود با او پيمان زناشويى بست و بخفت . چون فيروز شاه از حال ملك‌بهمن آگهى يافت كس فرستاد و او را از ضارى الاسود بخواست ليكن ضارى برهايى شاهنشاه رضا نداد و فيروز شاه ناگزير لشكر به حبشه كشيد و با حبشيان جنگ درپيوست . ضارى الاسود كه از پهلوانان روزگار بود بر دست اردوان پسر فرخ‌زاد كشته شد و كشورش بدست ايرانيان افتاد و ملك‌بهمن با هدوب همراه فيروز شاه بايران بازگشت .