فكرى به ازين بكنم و جواب بفرستم . در حال اشارت كرد تا خلعت درآوردند و قاهر شاه را خلعت پوشانيدند و باز گردانيدند .
قاهر شاه بازگرديد و پيش ملك داراب آمد و خدمت كرد و آنچه گفته بود و شنيده بود جمله را باز گفت . ملك داراب گفت : مرا تحقيق است كه ايشان دختر بخوشى نخواهند داد اما مرا غرض آن بود كه بر آن قوم حجتى گيرم . اين بگفت و بعيش مشغول شد تا حال ايشان چه شود .
داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 636
مساهمون: مولانا محمد بن احمد بيغمى
ص٦٣٦