14 جنگ شاه داراب با مصريان
اما مؤلف اخبار روايت مىكند چون ملك داراب با لشكر دويست و پنجاه هزار مرد نزديك مصر رسيدند و انتظار شاه مظفر را مىكشيدند ، طيطوس حكيم گفت : ما را نامهيى بجانب وليد بن خالد مىبايد فرستادن و او را از حال باخبر بايد كردن تا برو حجتى باشد ، پس بفرمود تا نامه نوشتند . ملك داراب مهر خود بر عنوان نامه نهاد و بدست بهروز عيار دادند تا آن نامه بملك مصر برد و جواب باز آرد . بهروز عيار نامه بستد و رو بلشكرگاه مصر نهاد تا بدان لشكر رسيد . قريب ششصد هزار مرد مصرى و يمنى و طايفى و مغربى فرود آمده بودند و خيمه و بارگاه و الچوق بىحد زده بودند و طناب در گذرانيده . بهروز عجب ماند از انبوهى آن لشكر .
همچنان ميرفت خيمه بخيمه تا در بارگاه وليد بن خالد رسيد . بارگاهى ديد زده بچهل ستون برداشته و سر بر كيوان كشيده و طنابهاى ابريشمين و ميخهاى زرين زده و يك قبه از چهل من طلا بر بالاى بارگاه زده ، و غلامان زرين كمر ، هزار و دويست غلام ، دست در كمر يكديگر زده و ايستاده ؛ دويست مركب تازى با زين لجام بهراى زر بر در بارگاه باز داشته . بهروز عيار چون در رسيد ، قريب صد غلام پيش دويدند و نعره بر بهروز زدند كه هى ! چه كسى و از كجايى و از كجا مىآيى ، كه غريب مىنمايى ؟