تخطي إلى المحتوى الرئيسي

داراب نامه ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
چون عن قريب مملكت رسيدند مكتوبى بدست عيارك كشميرى بپاىتخت شاه سرور يمنى نبشتند . عيارك به شهر تعزّ آمد و مكتوبى كه آورده بود رسانيد . مطالعه كردند ، نوشته بود كه : شاه سرور پادشاه يمن و طايف را معلوم باشد كه اورنگ و كورنگ را فرستاديم و عين الحيات را خواستارى كرديم ، قبول نكرديد و دختر ندادى « 1 » . چون من طاقت عشق نياوردم با سپاه هفتاد هزار مرد با برادران پهلوان هندوستان و زنگبار ، پهلوان طومار ، پهلوان پيروز زنگى و ميسرهء زنگى آمدم . اگر دختر ميدهى نيك و اگر نمىدهى جاى جنگ تعيين كن كه اينك رسيديم . يا كام خود بدست آريم يا سر بنهيم كه از بهر اين كار آمده‌ايم ، و السلام . چون مكتوب خوانده شد گويند كه شاه سرور يمنى را هفت پسر بود . پسر بزرگتر را شاه ليث ميگفتند . اين شاه ليث چون مكتوب را بشنيد دست دراز كرد و مكتوب را بستد و پاره پاره كرد و گفت : كشميريان كيستند كه چنين مكتوبى بر شاه يمن بنويسند و از ما دختر به تحكم خواهند ؟ ما دختر نميدهيم . من بروم و جواب آن لشكر بگويم و نوعى كنم كه از آمدن‌شان پشيمان كنم . پس عيارك كشميرى را بدر كردند . راوى گويد كه شاه ليث متقبل شد كه جواب آن سپاه من بگويم . شاه يمن حكم كرد كه ضرغام كه برادر شاه ليث است با پنجاه هزار سوار بروند . در حال به كار سازى سپاه مشغول شدند . روز سيوم با چتر و علم و سپاه عظيم آراسته از شهر بدر رفتند و رو بجنگ كردن سپاه كشمير نهادند . اما مؤلف اخبار چنين روايت مىكند كه چون عيارك كشميرى بازگشت ، تا پيش شاه روز آمد و گفت : مكتوبت را دريدند و مرا دشنام دادند و از شهر بدر كردند . اينك شاه ليث پسر شاه سرور با پنجاه هزار مرد بجنگ كردن تو مىآيند . اما شاه سرور يمنى را سپاه بسيارند البته شاه ليث را مدد خواهند كردن ، شما نوعى كنيد كه اين سپاه را زود بشكنيد كه شما را بسيار حرب با يمنيان خواهد شدن . درين حوالى كوهى عظيمست و در قفاى آن كوه كمين‌گاهى ديدم و من ميدانم كه يك منزل ديگر
هامش
( 1 ) - به عطف فعل از جمع مخاطب بمفرد مخاطب توجه كنيد