وليك اين است كه او را ديو اندر ميان همىآيد و برخى از خواب مردم آلوده همىكند چنانك اندر اوّل ياد كرديم و امروز نيازمندى به جواب از بهر آن بيشترست ، كه نخست « 1 » پيغامبران را درست شد وحى و بيان او ، و از پس آن وحى آمدشان به روز و به شب تا هرچ همىخواستى مىبودى و از آنچ خواهد بود همىدانستى . پس مردم را كار خواب عجب نيامد كه آن معنى معاينه مىديدند . [
a
33 ]
باب اندر دروغ گفتن اندر خوابگزاردن
كرمانى گفت شنيدم كه هرك خواب دروغ گويد او را روز قيامت بر انگشت آتش دوزخ به پاى بدارند و او هرگز اين نتواند كردن و بر سر آتش بماند .
و شنيدم كه مهتر گناهى آن است كه مردى را كه پدر او نباشد به پدرى خويش بازخواند ، يا بر چشم خويش دروغ گويد و آنچ در خواب نديده باشد بگويد . مرد را بزرگ كارى است كه در خواب پند دهند ، آنكه اندر آن معنى خلاف آوردن و دروغ گفتن يمكن كه به عبارت درافتد و رسواى دو جهان باشد ، از بهر آنك آن دو مرد كه با يوسف در زندان بودند او را گفتند به دروغ كه ما هر يكى خوابى ديدهايم از بهر آنك تا او را غمگين گرداند ، و هر يكى خوابى بگفت . چون او جوابشان بداد غمگين شدند و گفتند ما همىبازى كرديم . يوسف گفت بگذشت آن فرمان كه شما از وى همى ترسيد ، و برخى مردمان گفتند كه خود ديده بودند و خداى بهتر داند كه چون بود .
و شنيدم كه هركس كه بر جسم « 2 » خويش دروغ گويد نزديك خداى [ از ] دروغ زنان باشد .
و گفت پيغمبر عليه السّلام مهتر كاهنان « 3 » سه است : يكى آنك بر خداى دروغ گويد ، ديگر آنك بر چشم دروغ گويد ، سه ديگر آنك [
b
33 ] به بلاى بر مادر خويش گواى « 4 » دهد و از پدر بيزارى جويد . و اندر حديث ديگر آمده است كه بوى بهشت نشنود .
هامش
( 1 ) - اصل : نجست .
( 2 ) - كذا در اصل ، ممكن است « چشم » باشد به دليل سه خط بعد .
( 3 ) - كذا در اصل ، ظ : گناهان .
( 4 ) - ( - گوايى ، گواهى )