بود ، و اين همه بيرون آمدن [
b
31 ] سخن خداوند خواب بود و جايگاه صفت او .
و كم مايه كسى باشد از خداوندان علم كه اندرين رسند و بتواند « 1 » دانست مگر به آثار پيغمبران و حكيمان .
باب گوهر خواب اندر روزگار پيشين نزديك پيغمبر عليه السّلام
كرمانى گفت بدانكه علم خواب آن است كه پيغمبران بدانند و حكيمان كار بدان كنند و كردند تا اكنون و بر نيك و بد آن معوّل كردهاند .
و پيغمبر گفت عليه السّلام كه هرك به خواب بنگرد او به خداى نگرويده بود و نه به روز قيامت ، چى خواب نيك سخنى « 2 » است كه خداى همىگويد با بنده . و نخست خاصيّت پيغامبرى « 3 » كه خداى تعالى پيغامبر ما را بنمود خواب بود و آن خديجه را بگفت . خديجه گفت مژده باد ترا كه با تو خداى نيكى خواهد كرد و نخست وحى كرد كه خداى تعالى پيغامبر فرستاد اندر خواب بود .
و اگر قدر و مايهء خواب نبودى چندان كه پيغامبر عليه السّلام اندر آن به آسمان بردند و پنج نماز آوردند و ديگر فرايض كه كفايت بودى و آنك خداى عزّ و جلّ مىگويد :
« وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْناكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ »
« 4 » . گفت آن خواب كه ترا باز نمودم فتنهء مردم كرديم ، يعنى آن شب كه ترا به بيت المقدس برديم و از آنجا به آسمان و ترا باز نموديم آنچ نموديم ، و جايگاه ديگر گفت :
« لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ »
« 5 » الى آية . [
a
32 ]
گفت ديگر خواب او آن بود كه ديد كه او را روزى اندر بهشت بدادندى .
ديگر خواب او آن بود كه او را در يك سوى ترازو نهادندى و همه امّتش را در ديگر سو .
او از همه چربتر آمدى . و اين حديث دراز است . اختصار اختيار كنيم . هر بامداد مردم خويش را گفتى اگر هيچ خواب ديدستيد مرا بگوييد ، و ايشان همىگفتندى و او تفسير همىكردى .
هامش
( 1 ) - كذا در اصل
( 2 ) - اصل : سختى
( 3 ) - اصل : پيغابرى
( 4 ) - الاسراء / 6
( 5 ) - فتح / 27