اگر بيند كى همچنان مىرفت كى اسپان و خران جاه او بود و زندگانى دراز .
اگر ديد كى چون ددان مىرفت اندران هيچ نيكى نباشد ، خاصّه اندر دين .
اگر مىرفت چنانك مار و كژدم هيچ نيكى اندران نيست .
اگر رفتن او چنان است كه ازان مرغان درنده هم نيك نباشد . پس اگر چنان بود كى ازان ديگر مرغان نيك بود .
باب رؤية المسحاة اندر ديدن بيل
اگر بيند كى بيل كارى كرد خادم و چاكر تأويل نكنند ، بل كى بريدن كارى بود كى جوياى آن است .
اگر بيل ديد و كار كردن نه خادمان بوند .
باب رؤية المخ اندر ديدن مغز
مغز خواستهاى بود اندوخته .
اگر بيند كى مغز كسى مىخورد خواستهء آن كس بخورد .
اگر مغز خورد و ندانست كى ازان كيست خواستهاى بخورد .