سنگ آتش زن و پولاد هنبازان بوند ، هردو سختدل طالب كارهاى بزرگ .
چراغدان قيّم خانه بود .
معلاق مزدورى بود دور دست .
اشنان « 1 » دان خادمى بود كى اندوه از مردم دور كند .
سرمهدان زنى بود كى كدخدائ كند و مردم را با دين خواند .
دهره مردى بود كى به دست وى خواستها [ ى ] شريف رود و پاك دارد از شبهت .
باب رؤية المقلاة اندر ديدن تاوه
تاوه مردى بود كى كسب كند و بر عيال هزينه كند و بر ديگر مردم .
باب رؤية المسك اندر ديدن مشك
اگر بيند كى مشك دارد وى مردى است با ادب و دانش و در حقّ وى ثنا گويند .
اگر بيند كى بوى مشك يا بوى كافور از وى همىآمد او تن خود را تزكيه كند به حقّ .
اگر بيند كى زن وى مشك دارد عيال او زن نيك است .
اگر مشك باز كرد و او را بوى نبود او نيكى كند در حقّ كسى كه سپاس ندارد .
[
a
178 ]
هامش
( 1 ) - اصل : اسنان