باب رؤية المخض و المصل « 1 » اندر ديدن ماست و ترف
ماست روزى بود ، و ترف غم ، و همه ترشيها همچنين .
باب رؤية المفازه اندر ديدن بيابانها
اگر بيند كى اندر بيابانى بودى آن نجات بود از سختى ، و فراخى « 2 » بعد از تنگى ، و توبه بعد از گناه ، و سود بعد از زيان ، و تن درستى بعد از بيمارى .
باب رؤية المعضد اندر ديدن بازوبند
بازوبند از سيم دختران برادر باشد كى از بهر پسران خواهد .
باب رؤية المعانقة اندر ديدن دست به گردن درآوردن
اگر زنده را بيند و اگر مرده را كى دست در گردن آورده باشد و با « 3 » دستها دست او داده درازى عمر بود .
هامش
( 1 ) - اصل : المضل
( 2 ) - اصل : فرخى ( نگاه كنيد به سطر 12 صفحهء 387 . )
( 3 ) - شايد : يا