تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 380

مساهمون:

صخوابگزارى ٣٨٠
باشد خواسته‌اى باشد كى پشت او بدان بسته باشد ، و واجب كند كى اين در نيمهء عمرش پديد شود . اگر به جاى حلى گوهر بيند چندان خواسته ياود كى مهتر خاندان گردد . يا پسرى ياود كى مهتر خاندان گردد « 1 » [
a
176 ] بر حدّ خطر و مايهء آن گوهر . اگر بيند كى دو كمر داشت يا سه يا چهار يا بيشتر مهترى بود مگر كى چندان بيند كى نتواند كشيدن . پس آن زندگانى بود دراز . پس اگر بيند كى او را كمرى دادند سفرى بود اندر پادشاهى . اگر بيند كى بر ميان مىبست - گسسته شد - تبه شدن كارها باشد ، و اللّه اعلم .

باب رؤية المرآة اندر ديدن آينه

پسر سيرين گفت نگريستن اندر آينه نه نيك بود . اگر كسى بيند كى اندر آينه مىنگريد او را غمى و اندوهى رسد و غمگين گردد . ابو عبد اللّه گفت و پسر سيرين آينه زنى بود نيكو روى آن را كى زن ندارد . اگر آيينهء صافى و روشن بيند و زن خود دارد آن دين او بود و عملهاى نيك كى كرده بود . اگر آيينهء سياه و تيره بيند همچنين كردارش و دينش بود . اگر بيند كى او را آيينه دادندى پسرى آيدش . كرمانى گفت اگر آيينه از سيم بود و اندروا نگرد . . . . . . . « 2 » اندر جاه پيش آيد كى سخت آيدش . اگر آيينه از آهن بود يا از روى يا از چيزى كى بدين ماند و زنش آبستن باشد پسرى بزايد كى مانند پدر بود . اگر او را زن نبود و نه اوميد فرزند اندر پادشاهى كباشد « 3 » و يا بزرگيى ازو بگردد و ديگرى به جاى او بنشيند ، و بزرگى و پادشاهى وى به زن بود و آن زن
هامش
( 1 ) - عبارت ( يا پسرى ) در اصل دو بار تحرير شده است ( 2 ) - دو كلمه محو شده ( 3 ) - ( - كه باشد )