از وى جدا گردد و يمكن كى شوى ديگر كند .
اگر زنى بيند كى اندر آينه همىنگرد و آبستن باشد دخترى بزايد كى مانند او بود ، يا دخترش را دخترى آيد .
پس اگر بدين [
b
176 ] هيچ چشم ندارد و اندر خواب چيزى بود كى دليل قطع كند زن ديگر شوهرش بخواهد .
اگر در آينه نگريد و پدر و مادر او چنان اندك « 1 » ايشان را فرزند آيد او را برادرى آيد كى مانند او بود .
اگر زنى بيند او را خواهرى آيد .
باب رؤية المكحلة اندر ديدن سرمهدان و ميل آن
كرمانى گفت سرمهدان زنى بود و ميل مردى .
اگر يكى بيند كى سرمهدانى يافت زنى كند ، يا پسر را زن خواهد .
اگر بيند كى ميلى يافت دخترى يا خواهرى به شوى دهد .
باب رؤية المقلوب
كرمانى گفت حرب اندر خواب طاعون بود و طاعون حرب .
چنانك مردى به خواب بيند كى سفرى همىكند - ازان سراى كى اندروست به جاى ديگر نقل كند ، و اگر بيند كى ازان سراى به سراى ديگر نقل مىكند سفر خواهد كرد .
اگر بيند كى انجير همىخورد پشيمانى خورد . اگر بيند كى پشيمانى خورد انجير خورد .
هامش
( 1 ) - ( - كه )