تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 134

مساهمون:

صخوابگزارى ١٣٤
مرورا بلاى عظيم رسد ، و لكن به عاقبت رها گردد . و هر درختى كه عظيم بزرگ بود همچون گوز مرورا به گوهر او باز خوانند ، چنانك درخت گوز را مرد عجمى ، و مرد عربى مر درخت خرما را . و اگر كسى بيند كه وقت گوز گوز همىخورد او خواستهء دشمن بيابد . اگر بيند كه او را گوز بسيار دادند و يا گرد كرد و اندر آستين و يا دامن ريخت آن همه سخن و پيكار بود و جنگ . كرمانى گفت هرچ بحمنانيد ( ؟ ) و مرورا بانگ برآمد آن سخن و پيكار بود بر حدّ اندكى و بسيارى آن . پس اگر بيند كه بانگ نبود خواسته‌اى بود [
b
70 ] گردآورده حرام . اگر بيند كه ازان مىشكست و مىخورد خواسته‌اى بيابد از مرد عجمى سخت بخيل . پس اگر بيند كه گوز برآورده بود و پوست او همىخورد يا بيافت آن روزى بود كه زود به دو رسد از مرد چنين كه ياد كرديم . پسر سيرين گويد اگر كسى كه گوز همىفروخت ميان او و مردم سخن و بانگ بود . اگر بيند كه گوز و پنير « 1 » همىخورد او زنى كند كه مرورا دوست دارد .

باب رؤية الجزر اندر ديدن گزر

پسر سيرين گفت جزر به وقتش خواسته‌اى بود از دشمن كه بياود .

باب رؤية الجبّه اندر ديدن جبه و مطرف

هامش
( 1 ) - اصل : بنيد ( نبيد ؟ )