هردو زن بود .
اگر كسى بيند كه ازين دو يكى ازو بركندند - بسوختند يا بستدند - تباه شدن آن چيز بود كه اين جامه را به دو باز خوانند . و همچنين اگر كسى بيند كه بدزديدند و يا گم شد ، و لكن اندر گم شدن و دزديدن هلاك شدن نبود و تمامى تباهى .
باب رؤية الجبّ اندر ديدن بادبان پيراهن
جيب مرد بود و حالش ، و هرچ اندرو بينى از نيك و بد حال مرد بود .
باب رؤية الجورب [
a
71 ] اندر ديدن جورب
جورب پايندگى خواسته بود .
اگر بيند كه او را با آن خوش بودى و درست و نو خداوند او مردى بود كه زكات دهد و بدان ستايش اندوزد .
پس اگر جورب خلق بود و دريده ، يا بيند كه ازو گم شد ، آن مردى بود كه او را زكات بايد دادن و سستى كند ، پس اگر نه مردى بود كه او را زشتى گويند .
باب رؤية الجرّه اندر ديدن سبو
دانيال گفت [ سبو ] و كوزه و آنچ بدين ماند همه زنان و خدمتكاران باشند .