باب رؤية الجبل اندر ديدن كوه
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه او بر كوهى باشد او سفرى بكند .
اگر بيند كه بر كوهى بودى و مردى مىآمدى و جامهء سپيد اندرو پوشيدى يا تيرى يا تيغى اندر دست داشتى او زمين بگيرد يا پادشاهى عظيم بيابد ، اگر كسى باشد كه سزاوار پادشاهى بود .
و گفت اگر كسى بيند كه بر كوهى شدست او بر مردى مهتر گردد كه كار و پايهء او بزرگ گردد و سخت بود اندر دين .
پس اگر بيند كه كوهى برين گونه همىكند و بيران همىكرد مرد « 1 » بزرگ بر دست او هلاك شود .
پس اگر بيند كه پشت به دو باز هشتست او پشت به مرد چنين باز نهد .
اگر بيند كزو اندر ماندست به مردى زند فرودستتر .
پس اگر بيند كه بر كوهى جايگاه داشت آن مرد پادشاهى بيابد .
پسر سيرين گفت اگر كسى بيند كه به كوهى اندر سنگ همىانداخت او را غمى رسد . [
a
69 ]
كرمانى گفت و پسر سيرين كه اگر بيند كه كوهى بيفتاد و بيران گشت و يا بهرى از وى بسوخت آن زمين كه آن كوه برو برست بيران شود ، يا پادشاهى بميرد ، يا كسى از مهتران آن زمين .
كرمانى گفت اگر بيند كه كوه از جاى خويش بجنبيد پس به جاى خويش بيستاد بر ملك آن زمين ببايد ترسيدن از سختى و بيمارى كه به دو رسد ، پس كارش به صلاح آيد .
پسر سيرين گفت و كرمانى كه هر كوهى كه به يك پاره رسته بود و استاده آن
هامش
( 1 ) - اصل : برد ( ؟ )