تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 133

مساهمون:

صخوابگزارى ١٣٣

باب رؤية الجبن اندر ديدن پنير

پنير اگر تر بيند « 1 » ، امّا خشك خواسته و فراخى بود خداوندش را ، امّا تر بهتر از خشك باشد .

باب رؤية الجوز و شجره اندر ديدن درخت گوز

پسر سيرين گفت مردى بود عسير كه او را دين گبران بود . كرمانى گفت مردى [ بود ] عجمى سخت بخيل و دل‌تنگ . و بار او خواسته‌اى بود كه بيرون آمدن نباشد الّا به دشخوارى . و همچنين خوردن گوز سخنى بود هم‌چون روغن او كه به دشخوارى بيرون آيد . پس اگر بيند كه همىچيد تأويل او همان جنگ و پيكار بود . اگر بيند كه او گوز باخت [
a
70 ] و ببرد او پيروزى يابد بر آنك از وى ببرد ، و همچنين هرچ بدان قمار كنند آن را بهتر بود كه برد ، و لكن جمله را اصل حرام بود . پس اگر بيند كه از بر درختى از گوز بودى او به مردى پيوسته شود سطبر عجمى ، چنانك ياد كرديم . پس اگر بيند كه ازان درخت فرود آمد آنچ ميان او و آن مردست تمام شود ، پس اگر ازنجا بيفتاد و بمرد بر دست مردى چنين كشته شود . و اگر بيند كه درخت نيز بشكست آن مرد نيز بميرد و آن نيز كه بر درخت بود . اگر بيند كه ازنجا بيفتاد و نمرد او رها گردد . اگر بيند كه اندامى ازان او ، دست يا پا ، بشكست او نزديك هلاك شود و
هامش
( 1 ) - عبارت ناقص مىنمايد