تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خوابگزارى و التحبير في علم التعبير ( فارسى ) — صفحة خوابگزارى 137

مساهمون:

صخوابگزارى ١٣٧
پس اگر بيند كه اشتر را همىدوخت خواسته‌اى بيابد اندر پادشاهى ، اگر به جاى شير خون همىآمدى يا چيزى كه نه شير بودى آن خواسته‌اى بود حرام و واجب كند - كه رشوت رنگى بود . اگر شير بود خواستهء حلال باشد از زنى . اگر با شير چيزى آميخته بود آن خواسته‌اى باشد ناخوش . اگر بيند كه اشتر ماده از وى بشد يا بدزديدند زنش از وى برآيد و ميان ايشان دورى درافتد . پس اگر بيند كه اشتر زير او بميرد زنش بميرد . پس اگر بيند كه وى كرّه آورد زنش بزايد . اگر بيند كه گوشت اشتر نر يا ماده همىخورد او را بيمارى رسد . اگر بيند كه گوشت بيافت بدان كه بخورد خواسته‌اى بيابد . پس اگر بيند كه اشترى را [
a
72 ] بكشت و گوشت وى ببخشيدند مرد بزرگ بميرد بدان جايگاه و خواستهء وى ببخشند . پس اگر بيند كه اشتر مجهول از پس او همىشد مر او را غمى رسد . پس اگر اشتر او را اندر يافت آن غم و سختى بود . بر گونهء ديگر گويند كه اگر بيند كه اشترى همىدوشيد و آن اشتر وى را بود او چيزى بياود سخت بزرگوار ، مگر به جاى شير چيزى ديگر فرو آيد . اگر بيند كه بر اشترى چيره شد بر مردم چيره شود . اگر بيند كه چند اشتر در زمينى شدند يا اندر ديهى يا اندر محلّه‌اى و آن اشتران را خداوند نبود دشمنى بر آن زمين و بر آن محلّه فرو آيد ، يا از سيلاب زيانى افتد يا بيمارى . پس اگر اشتران را بار زيت بود يا چيزى ديگر كه اندر تأويل نيك بود عاقبت آن سيل يا دشمنى يا بيمارى به نيكى و خرّمى آيد . پوست اشتر فزونى بود اندر خواسته . و همچنين پوست هر چهارپاى افزونى بود اندر آن چيز كه آن چهارپاى را بدان بازخوانند . اگر بيند كه مىرفت چنانك اشتر رود سعادت و پيروزى ياود . و همچنين اگر بيند كه چنان مىرود كه اسپان روند يا چنان كه خران .