باب رؤية الجوشن و الخفتان اندر ديدن كژاگند
پسر سيرين گفت جوشن و خفتان اگر از آهن - اگر جز آن - پادشاهى بود كه بيابد و بود كه دين بود ، و از همه بهتر آن بود كه از آهن بود .
گفت اگر مردى را با كسى جنگ بود و اندر خواب بيند كه خويشتن را پوشيده بودى بر آن دشمن پيروزى ياود و به كام خويش برسد .
باب رؤية الجوهر اندر ديدن جوهر
دانيال گفت همه جوهرها خواسته بود .
كرمانى گفت اگر بيند كه مرورا جواهر دادند خواستهاى بيابد . اگر آن جواهر از آبگينه بود آن خواسته خادمان و چيزهاى بىخطر بود . [
b
71 ]
باب رؤية الجمل اندر ديدن اشتر
اگر كسى بيند كه بر اشترى نشسته بودى و همىگرديدى او را غمى رسد .
اگر بيند كه ازو فرو آمد و او را بيمارى رسد . پس به شود .
پس اگر بيند كه با اشترى كارزار همىكرد او را با مرد تازى جنگ افتد . اگر اشتر بختى بود مرد پارسى بود .
پس اگر بيند كه او را اشتر بسيار بودى او ولايتى بيابد بر مردم ، بر آن گونه كه اشتر بود . اگر بختى بود پارسى و اگر اعرابى بود تازى .